سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

377

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

ضمير در [ عليه ] به [ اب المرتضع ] راجع بوده و ضمير مفعولى در [ ارضعته ] به مرتضع عود مىكند و همچنين است ضميرهاى [ جدّته ] و [ لامّه ] . مثال مثلا زيد با هند ازدواج نموده و از او فرزندى بهم رسيده حال اگر اين فرزند را مادر هند شير دهد اعم از آنكه شير متعلق به پدر هند بوده يا آنكه وى پس از فوت پدر هند شوهر ديگرى نموده و اين شير از آن شوهر جديدش مىباشد و بهرتقدير پس از تحقق رضاع با شرائطش هند بر زيد حرام شده و ازدواجشان بهم مىخورد زيرا صدق مىكند كه هند ولد و فرزند نسبى مرضعه است و زيد نيز عنوان [ اب المرتضع ] دارد و همانطورى كه اگر زيد قبل از ازدواج با هند فرزندش را مادر هند شير مىداد نمىتوانست با او ازدواج كند چون اين پيوند و وصلت باطلست اكنون پس از ازدواج نيز اگر اين حادثه و واقعه در خارج رخ دهد موجب بطلان نكاح و عدم استمرار آن مىگردد . قوله : سواء كان بلبن جدّه ام غيره : ضمير مستتر در [ كان ] به رضاع راجع بوده و ضمير در [ جدّه ] بمرتضع و در [ غيره ] بلبن جدّه راجعست . قوله : لانّ الزوجة حينئذ : يعنى حين تحقق الرّضاع . قوله : ان كان جدّا : ضمير مستتر در [ كان ] به صاحب اللبن راجع است . قوله : ان لم يكن : ضمير مستتر در [ لم يكن ] به صاحب اللبن عود مىكند .